تنهایی شب های سیاه. . .

. . .
تو به آن سوزش بی دود دلت دل بستی
من به تنهایی شب های سیاه،
که در این تاریکی
در میان رویا
نور چشمان سیاهت می تابد
بر تن پر هوس عریانم
لغزش دستانت
می نوازد بدن سوزانم
و لبت بر لب من
تا سحر تا دم صبح
. . .
آری من به تنهایی شب های سیاهم دل بستم. . .
+ نوشته شده در پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت 9:35  توسط هدی ...
|

