تبليغاتX
روزهای تکراری

روزهای تکراری

سودایی و عاشقی نماند, سودا و عشق باقی باشد...

تنهایی شب های سیاه. . .

. . .

 تو به آن سوزش بی دود دلت دل بستی

من به تنهایی شب های سیاه،

که در این تاریکی

در میان رویا

نور چشمان سیاهت می تابد

بر تن پر هوس عریانم

لغزش دستانت

می نوازد بدن سوزانم

و لبت بر لب من

تا سحر تا دم صبح

. . .

آری من به تنهایی شب های سیاهم دل بستم. . .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت 9:35  توسط هدی ...   | 

تولدت مبارک . . .

پیوند جاودانه دل کوچکم با دل مهربان و عاشقت هدیه من به تو

چشمانم فرش راه تو

دستانم آغوش دستان تو

آغوشم بستر آرامش عطش های تن سوزان تو

شانه هایم جایگاه غصه های تو

شیشه عمرم در دستان تو

سرنوشتم تسلیم حکم قلب تو

ای همه نیکی و پاکی، عشق نثارت باد!

میلادت مبارک. . .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 11:54  توسط هدی ...   |