کدام عشق؟!!!

نمی دانم به دنبال کدام عشق هستی!!! نمی دانم این چه عشقی است که قلب تو را پاره پاره کرده و اکنون فقط در خیال برایت میسر است!!! نمی دانم چرا مرگ را به سوی خویش می خوانی!!!
نمی دانم! نمی دانم جایگاه من برای تو کدام است؟!!! اما، نگو که دوستم داری!!!
اگر عشق من در قلب تو بود، روحت اینگونه نا آرام نبود! اگر مرا می خواستی مرگ را از خود می راندی!
اگر دوستم داری پس این همه ناامیدی و نا آرامی از چیست؟!!!
نمی دانم !!!
نمی دانم !!!
نمی دانم !!!
اما، اکنون که دم از رفتن می زنی برو. برو تا دل پاره پاره ات سامانی بگیرد.
سرنوشت من هم این بود!!!
+ نوشته شده در یکشنبه 23 اسفند1383ساعت 23:21  توسط هدی ...
|
