تبليغاتX
روزهای تکراری

روزهای تکراری

سودایی و عاشقی نماند, سودا و عشق باقی باشد...

Happy birthday to you

I wanted to dedicate my heart to you on your birthday,but it had been yours for a long time. Then I had no valuable thing to give you on your birthday. So I just told you 

HAPPY BIRTHDAY TO YOU

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 بهمن1383ساعت 23:13  توسط هدی ...   | 

به من تکیه کن...

فکر می کردم هميشه اين من هستم که در تمام لحظات زندگيم به تو نياز دارم، اما حالا با بند بند وجودم حس می کنم که تو به من نياز داری. به بودنم، به نگاهم، به لبخندم، به نوازش هام.
اما آيا بودن من می تونه درد تنهايی تو رو درمان کنه؟ نگاهم می تونه به چشمان غم زده و رنج آلود تو آرامش بده؟ لبخندم می تونه غصه رو از وجود تو پاک کنه؟ بهم بگو آيا نوازش دستهای من می تونه التيام بخش زخم های روح خسته تو باشه؟
هميشه تو به اندازه کافی قوی بودی تا بتونی يک تکيه گاه خوب برای من باشی.امّا حالا وقت اون رسيده که من قوی باشم تا بتونم تو رو حمايت کنم، روحت رو و جسمت رو.
و حالا من آماده هستم.
به من تکيه کن!

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 بهمن1383ساعت 22:40  توسط هدی ...   | 

Let me go

I'm strong enough

to leave you now

treat me better

or it's the end

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 بهمن1383ساعت 21:31  توسط هدی ...   |